تبليغاتX
عارفانه با شاعران

عارفانه با شاعران

تو مگو ما را بدان شه بار نیست --- با کریمان کارها دشوار نیست - مولانا

وحدت اضداد در هستي شناسي مولانا

وحدت اضداد در هستي شناسي مولانا
نوشته شده توسط Admin در تاریخ ۱۳۸۶/۰۸/۱۵ (1038 بار خوانده شده)
دكتر مهدي دهباشي


«دوگانگي و كثرت‌گرايي در عرصه هستي از يك طرف و وحدت اضداد، پيوسته در قلمرو هستي‌شناسي و شناخت‌شناسي از ديرباز مورد توجه حكما و عرفا بوده است.

اين بحث در تفكرات فلسفي به ويژه در نظريه شناخت در قالب سوژه و ابژه، رابطه عالم و معلوم و نقش «من» در تبيين جهان مطرح است. همچنين درباره ماهيت علم كه آيا صرفاً همان پديده‌هاي انعكاسي ذهني، يا حاصل همبتسگي فعاليت‌هاي ذهني با موضوعات عيني است، يا اين كه علم يك حقيقت مجرد است، سخن بسيار است. هر چند بعد برون ذاتي علم كه موضوع و متعلق علم را تشكيل مي‌دهد از ثبات نسبي برخوردار است ولي بعد درون ذاتي آن كه نقش فاعل و برداشت فرد در آن مؤثر است، حتي در يك موضوع معلوم، اختلاف نظرهاي متفاوتي را به دنبال داشته و دارد.
مولانا در جهان‌بيني خود همچون عرفاي ديگر همانند ابن عربي، قلمرو هستي و عالم امكان را همچون قلمرو ذهن و معرفت در پرتو گستره شعاع نور وحدت و حقيقت توجيه مي‌نمايد و همه كثرات را در بحر وحدت مستغرق و فاني مي‌داند و با اين نگرش توأم با خلاقيت، جهان هستي و وحدت جهان را در دو قلمرو هستي و معرفت به تصوير مي‌كشد.در نگاه مولانا غلبه وحدت بر كثرت در سرتاسر عالم هستي سايه افكنده و با معرفت شهودي وحدت كثرات و اضداد را از نگاهي فراسوي عالم امكان و فراتر از شناخت متعارف نظاره مي‌كند. در اين مقاله سعي شده است تا وحدت اضداد در دو قلمرو هستي شناسي و شناخت شناسي مولانا مورد بررسي قرار گيرد.»

الف: وحدت‌گرايي و گل‌نگري: ديدگاه كل‌گرايانه و عرفاني مولانا تمام جهان و اجزاي آن را در قالب مجموعه‌اي به هم پيوسته و مرتبط مي‌بيند، گرچه لازمه ظهور حقيقت وجود، پيدايش كثرات وحدوث پديده‌ها و لازمه كثرات جنگ اضداد را در پي‌دارد ولي در عين حال عامل وحدت يعني وحدت حقيقي حق همه اضداد را به سوي يك وحدت فراگير به پيش مي‌برد.

هريكي قولي اسـت ضـد هم دگـر

چون يكي باشد يكي زهر و شكر

تـا ز زهـر و از شـكـر در نگـذري

كي تو از گـلزار وحـدت بو بـري

(1/489)

كل شو و از راه كل، كل را شـناس

يـار بـينش شو، نـه فرزند قيـاس

(1/188)

از جمله خطاهاي شناختي جزئي‌نگري و تجزيه كردن امور و پديده‌هاست. شناخت يك پديده، مستلزم شناخت ابعاد آن و همبستگي‌هايش با پيرامون خود و با پديده‌هاي ديگر است. تنازع لازمه عالم كثرات و اضداد است.

اين جهان جنگ است، چون كل بنگري

ذره با ذره چون دين با كافري

(6/36)

راه وصول به سرچشمه معرفت تعيين گذر از جزء‌ها و جدايي‌هاست.

اين همه خوش‌ها زدريايي است ژرف

جــــزء را بگذار و بر كل دار طرف

(3/988)

هبوط حكايت‌ها از جدايي از وحدت دارد. با انديشه كل‌نگر و وحدت بين مي‌توان در همين جهان كثرت و عالم امكان در ميان اجزاي عالم و آدم پيوندي محكم و استوار برقرار كرد، توصيه مولانا اين است كه انسان بكوشد تا آينه دل را آن چنان صافي نمايد تا حقيقت كلي جهان را در خود بيابد.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم فروردین 1387ساعت   توسط شریف  |