<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عارفانه با شاعران</title>
<link>https://pasin.blogfa.com</link>
<description>تو مگو ما را بدان شه بار نیست  ---  با کریمان کارها دشوار نیست - مولانا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 25 Jul 2012 05:14:53 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>حکایات غزلیات سعدی؛دکتر عبدالحسین زرین‌کوب</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/370</link>
<description>تفاوت سعدي با ملامتگران و رياکاران و دروغگويان اين است که سخنش مثل «شکرپوست کنده» است . نه رويي دارد و نه ريايي. اگر لذّات گرم گناه عشق را بجان ميخرد درگر گناه سردبي لذّت دروغ و ريا را مرتکب نمي‌شود. راست و بي پرده اقرار ميکند که زيبائي در هر جا و هر کسي باشد قوت پرهيزش را مي‌شکند بيان گولي‌ها و رسوائيها را که در اين دنيا با احوال و اطوار انسان آميخته . است بر سعدي عيب گرفته‌اند . گناه سعدي اين است که نه بر گناه ديگران پرده ميافکند و نه ضعف و خطاي خود را</description>
<pubDate>Wed, 25 Jul 2012 05:14:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/370</guid>
</item>
<item>
<title>masnavi</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/369</link>
<description>http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C</description>
<pubDate>Tue, 24 Jul 2012 17:04:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/369</guid>
</item>
<item>
<title>مولوی و مذهب عشق</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/368</link>
<description>http://www.arashnaraghi.org/articles/religionoflove.htm 						 آرش 			نراقی 						 مترجم: 			محمّد امین ادیبی 						 مثنوی، 						شاهکار مولوی، با حکایت یک نی آغاز می‌شود. نی‌ای که تا 						حدی نماد روح آدمی‌ست و نوای غم‌بار آن طنینِ دردی‌ست 						پنهان، در دل هر انسانِ از اصلِ خویش دورمانده‌ای. 						 						مولانا وجه تراژیک زیست آدمی در این جهان را «فراق» 						می‌داند. ما همه روزگاری جزیی از «دریای مستور امر الوهی» 						بوده‌ایم؛ اما اکنون قطره‌ کوچک</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 06:22:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/368</guid>
</item>
<item>
<title>آه از این زشتان که مه رو می​نمایند از نقاب</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/367</link>
<description>1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 آه از این زشتان که مه رو می​نمایند از نقاب چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان تو سوال و حاجتی دلبر جواب هر سوال از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ گر خزان غارتی مر باغ را بی​برگ کرد برگ​ها چون نامه​ها بر وی نبشته خط سبز از درون سو کاه تاب و از برون سو ماهتاب دام دزدان در ضمیر و رمز</description>
<pubDate>Wed, 22 Jul 2009 12:03:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/367</guid>
</item>
<item>
<title>«جبرواختيار» و «قضاوقدر» در نظام فکری مولوی</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/366</link>
<description>http://www.molananews.com/modules/smartsection/item.php?itemid=41 	 	 			 	 	 دكتر قدرت‌الله خياطيان (عضو هيئت علمي دانشكده علوم انساني دانشگاه سمنان) چکيده: مسأله «جبرواختيار» و «قضاوقدر» در فرهنگ اسلامی در آيات و روايات و انديشه متکلمان و فيلسوفان و عارفان و علمای اخلاق و... مطرح شده است . مولوی ، متفکر و شاعر عارف مشهور قرن هفتم هجری ، با بهره گيری از مايه های ارزشمند قرآنی و روايی و حکايات و قصص و اقوال و آراء انديشمندان قبل از خود و نيز با استفاده</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 12:23:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/366</guid>
</item>
<item>
<title>راه نمـي‌داند قلاووزي كند --- جان زشت او جهان‌ســوزي كند </title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/171</link>
<description>آنچ منـــــــــــصب مي‌كند با جاهلان از فضيـــــــحت كي كند صد ارسلان عيب او مخــفيست چون آلت بيافت مارش از ســـــوراخ بر صحرا شتافت جمله صـحرا مـــــــار و كزدم پر شود چونـــــــك جاهل شاه حكم مر شود مال و منصب ناكسي كه آرد به دست طالب رســـــوايي خويش او شدست يا كند بخــــــــــــــل و عطاها كم دهد يا ســــــــخا آرد بنـــا موضـــــــــــع نهد شاه را در خانهء بيــــــــــــــــــــرق نهد اين چنين باشد عطـــــا كه احمق دهد حكم چـــــــون در دست گمراهي</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 00:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/171</guid>
</item>
<item>
<title>به کدامين گناه؟</title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/365</link>
<description>http://www.molananews.com/modules/smartsection/item.php?itemid=42 	 		 			 	 			 		 		 		 	 	 			 	 	 اميد اسفندياري(معاون انجمن ايران‌شناسي) زبان شيرين فارسي در سخنوري عارفانه و صوفيانه سه امام دارد حکيم سنائي و فريد الدين عطار نيشابوري و مولانا جلال الدين بلخي. سنائي خشت اول اين عمارت را نهاد، عطار اين عمارت عارفانه را بالا برد و مولانا آن را به عروج رسانيد و راست اينست که ظهور سنائي و عطار تمهيد ظهور حضرت مولانا و باعث تخليق عظيم ترين شاهکار شاعرانه</description>
<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 04:21:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/365</guid>
</item>
<item>
<title>وحدت اضداد در هستي شناسي مولانا </title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/364</link>
<description>http://www.molananews.com/modules/smartsection/item.php?itemid=55 وحدت اضداد در هستي شناسي مولانا نوشته شده توسط Admin در تاریخ ۱۳۸۶/۰۸/۱۵ (1038 بار خوانده شده) دكتر مهدي دهباشي «دوگانگي و كثرت‌گرايي در عرصه هستي از يك طرف و وحدت اضداد، پيوسته در قلمرو هستي‌شناسي و شناخت‌شناسي از ديرباز مورد توجه حكما و عرفا بوده است. اين بحث در تفكرات فلسفي به ويژه در نظريه شناخت در قالب سوژه و ابژه، رابطه عالم و معلوم و نقش «من» در تبيين جهان مطرح است.</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 04:29:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/364</guid>
</item>
<item>
<title>رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد </title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/363</link>
<description>رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد صفير مرغ برآمد بط شراب كجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه كشيد ز ميوه‌هاي بهشتي چه ذوق دريابد هر آن كه سيب زنخدان شاهدي نگزيد مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب به راحتي نرسيد آن كه زحمتي نكشيد ز روي ساقي مه وش گلي بچين امروز كه گرد عارض بستان خط بنفشه دميد چنان كرشمه ساقي دلم ز دست ببرد كه با كسي دگرم نيست برگ گفت و شنيد من اين مرقع رنگين چو گل بخواهم سوخت كه پير باده فروشش به جرعه‌اي نخريد</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 11:23:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/363</guid>
</item>
<item>
<title>انواع عقل در مثنوي از نظر مولانا جلال‌الدين محمد بلخي </title>
<link>https://pasin.blogfa.com/post/362</link>
<description>http://www.molananews.com/modules/smartsection/item.php?itemid=40 نوشته شده توسط Admin در تاریخ ۱۳۸۶/۰۷/۲۸ (689 بار خوانده شده) جوري ادنان وش (كارشناس ارشد زبان ادبيات فارسي، مدرس دانشگاه جامع علمي كاربردي) چکيده در مثنوي، مولانا دو نگاه کاملاً متفاوت به عقل دارد. در مواضعي آن را مي ستايد و صفت اوليائش مي شمارد و در مواضعي ديگر آن را نکوهش کرده و مردم را به دوري جستن از آن دعوت مي کند. در اين مقاله اين دو نوع متفاوت عقل مورد بحث قرار مي گيرد و اين که</description>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2008 14:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pasin</dc:creator>
<guid>pasin.blogfa.com/post/362</guid>
</item>
</channel>
</rss>
