از غلط ايمن شوند و از ذهول
بانگ مه غالب شود بر بانگ غول
 
ماه بي گفتن چو باشد رهنما
چون بگويد شد ضيا اندر ضيا
 
چون تو بابي آن مدينهء علم را
چون شعاعي آفتاب حلم را
باز باش اي باب بر جوياي باب
تا رسد از تو قشور اندر لباب
 
باز باش اي باب رحمت تا ابد
بارگاه ما له كفوا احد