رندان سلامت ميکنند جان را غلامت ميکنند

مستي ز جامت ميکنند مستان سلامت ميکنند

غوغاي روحاني نگر، سيلاب طوفاني نگر

خورشيد رباني نگر ، مستان سلامت ميکنند

رو آن ربابي را بگو مستان سلامت ميکنند

آن مرد آبي را بگو مستان سلامت ميکنند

و آن مير ساقي را بگو مستان سلامت ميکنند

و آن عمر باقي را بگو مستان سلامت ميکنند

و آن مير غوغا را بگو مستان سلامت ميکنند

و آن شور و سودا را بگو مستان سلامت ميکنند

اي مه ز رخسارت خل، مستان سلامت ميکنند

وي راحت و آرام دل مستان سلامت ميکنند

اي جان جان واي جان جان مستان سلامت ميکنند

اي تو چنين و صد چنان مستان سلامت ميکنند