و آن عمر باقي را بگو مستان سلامت ميکنند
رندان سلامت ميکنند جان را غلامت ميکنند
مستي ز جامت ميکنند مستان سلامت ميکنند
غوغاي روحاني نگر، سيلاب طوفاني نگر
خورشيد رباني نگر ، مستان سلامت ميکنند
رو آن ربابي را بگو مستان سلامت ميکنند
آن مرد آبي را بگو مستان سلامت ميکنند
و آن مير ساقي را بگو مستان سلامت ميکنند
و آن عمر باقي را بگو مستان سلامت ميکنند
و آن مير غوغا را بگو مستان سلامت ميکنند
و آن شور و سودا را بگو مستان سلامت ميکنند
اي مه ز رخسارت خل، مستان سلامت ميکنند
وي راحت و آرام دل مستان سلامت ميکنند
اي جان جان واي جان جان مستان سلامت ميکنند
اي تو چنين و صد چنان مستان سلامت ميکنند
+ نوشته شده در نوزدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت توسط شریف
|